تبليغاتX
"anti boy,anti girl"

 

                        

      عیدتون مبارک!!!تا می تونین آتیش بسوزونین!!!!!از هیچ کاری دریغ نکنین!!!!!

+ تاريخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 11:33 نويسنده haniye |

 

یک هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)

بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده تو لیوان سنگی برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خودت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟ چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟

بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.


بیست سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.


هم اکنون:

به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی کیو"هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست "اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد ...


+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 17:15 نويسنده haniye |

                             نیازی به توضیح نیست!!!

 

                                   اگه می تونین ازش بگیرینش!!!

 

                          محتویات کیف دخترا!!!!

                  

                               بهترین راه برای محو کردن همسرتان از صحنه ی روزگار!!!

 

                                               بدون شرح!!!

+ تاريخ جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 19:45 نويسنده haniye |

 

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد

يه پسرخوب کمتربا اين جمله مواجه ميشود''مشتري گرامي دسترسي شمابه اين سايت مقدورنمي باشد''

 

يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يه پسر خوب عکس آلبرت اینشتین رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش

 

یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون

يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته

 

يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه

يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده

 

يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:''ساعت چند'' ''کي مياي'' ''کجا'' ''دير نکني يا

يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه

 

يه پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان

عابر را نميکند

 

يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد

يه پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد

 

يه پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد

يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند

 

يه پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان

آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود

 

يه پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

 

يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود

 

يه پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

 

يه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند

 


ادامه مطلب

+ تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 16:1 نويسنده haniye |
                                  girl.gif

    به این می گ دختر !!! روحیه اش عین خودمه!!جرات دارین به این تیکه بندازین!!دمش گرم!!

 

                                                 

+ تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 15:54 نويسنده haniye |

معادله ۱                                            
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
الاغ = خواب + خوراک

پس
انسان = الاغ + کار + تفریح

وبنابرین
تفریحانسان = الاغ + کار

بعبارت دیگر
انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند

 


 

معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک

پس
مرد = الاغ + درآمد

و بنابرین
درآمدمرد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغ


 

معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

وبنابرین

خرج پولزن= الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کند = الاغ

 

نتیجه گیری:

از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند

پس:

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..

و

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

مرد + زن = دو تا الاغ که با هم به خوبی و خوشی زندگی میکنند

                                تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 15:35 نويسنده haniye |

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!

زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی،

که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن

قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید!

اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! ا

ین عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست،

بلکه موجب می شود کهمن بنده خدا هم هوس کنم!!!!!!!

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ دستشویی خود ندارند

و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید

به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

 

+ تاريخ شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 19:26 نويسنده haniye |

تفاوت زمین خوردن دختر و پسر

زمین خوردن یک پسر

(زااااااااااااااااااارت) صدای زمین خوردن
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول ( اسکل و حتی اوشکولم میشه جایگذین اینا بشه ) چت شد؟

خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ( خودشونم قبول دارن که الاغی بیش نیستن)،

پاشو گمشو (شپلخخخخخ ) <صدای پسگردنی>


یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسرم اینقدر  دس پا چلفتی خنگ
... ...

 


(دختر در حال راه رفتن)


(دوفففففففسک)

 <زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش>

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای


یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی


یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین....

 

+ تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 17:36 نويسنده haniye |
 

تذکر آيين نامه اى:

 

 ۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن٬ مخدوش کردن٬سابيدن٬ ليس

 زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم

 خريداری شده است٬ از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد!  ۴- آماده! اکشن!!!

 

۱) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟

الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد.

 ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد!

 ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟

 د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی!

 

۲) مرواريد خليج فارس؟

الف) کيش     ب)پيشته     ج) چخه     د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن )

 

۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟

 الف) بوئينگ(Booing)      ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345)  

ج) بوئينگ بزرگ(Booing707)      د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !!

 

۴) خواننده ی ترک؟

الف) سيبيل کن  ب) سيبيل تراش   ج) ريش تراش  د) سه بيل و سه خاک انداز تراش (Mach 3)

 

۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟

 الف) اتلتيکو بيل بااو

 ب) اتلتيکو کلنگ با من

 ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من

 د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟

 

۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟

 الف) کرروبی     ب) کورپاک کنی     ج) کچل شويی     د) همه ی موارد!

 

۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟

الف) کروات     ب) پاپيون     ج) دستمال گردن     د) هيچکدام(يقه وطنی )

 

۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟

الف) ايلنا     ب) ايسنا     ج) خاله نسرين اينا     د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟ )

 

۹) فوتباليست انگليسی؟

الف) اندی کول     ب) اندی زيربغل     ج) اندی سرشانه     د) اندی مرسی هيکل

 

۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی

شود؟

الف) ساکسيفون     ب) کوله پشتی سيفون     ج) چمدون سيفون     د) کيف پول سيفون

 

۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟

 الف) احمد الدوساری     ب) حسن السه تبريز     ج) غضنفر الچهار قزوين     د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو

 

۱۲) رئيس جمهور کو,چولوی روسيه؟  

الف) پوتين     ب) صندل     ج) دمپايی     د) نزن بابا  رفتم !!!

 

۱۳) .................. بى تو سردمه ؟

الف) بخارى       ب) پتو          ج) آرش     د) دى جى على گيتور !!

+ تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 17:31 نويسنده haniye |

اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.

علايم اين بيماري:

1-
گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

2-
طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

3-
تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

4-
ايستادن زياد رو به روي آينه.

5-
استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6-
مخالفتهاي پي در پي.

7-
پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

8-
خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)

9-
روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10-
خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم

+ تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 17:29 نويسنده haniye |

 

)مخ زدن دختر بسیجی در ۱۰ ثانیه

۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج

۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف

۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی پشت موبایل یا تلفن

۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان

۶)اگر پسرا نبودن دخترا کیو تیغ میزدن؟

۷)اگر پسرا نبودن تو کلاس کی میرفت گچ می اورد؟

۸)اگر پسرا نبودن کی نمره هاش همیشه تک بود؟

 

 

۹)اگر پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن

 

 

+ تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 17:24 نويسنده haniye |

+ تاريخ شنبه ششم اسفند 1390ساعت 16:50 نويسنده haniye |

یه سوال !

۱۰ تا دانشمند زن نام ببرید؟


۲ـ ۱۰ تا مخترع زن نام ببرید؟


۳ـ ۱۰ تا فیلسوف زن نام... ببرید؟


۴ـ ۱۰ تا شاعر زن نام ببرید؟


لطفا جواب بدید !!!!
.........
نه خدایی جواب بدید آخه هرچی بشر پیشرفت کرده که زحمت پسر جماعت بوده خداییش چه خدمتی کردید برای بشریت؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیدین جوابی ندارین
.
.
.

قیافه دختر خانوما بعد از خوندن این مطلب :-؟
قیافه دختر خانوما اندکی بعد از خوندن این مطلب  :-O
قیافه دختر خانوما چند دقیقه بعد از خوندن این مطلب  :-(

 

+ تاريخ شنبه ششم اسفند 1390ساعت 16:36 نويسنده haniye |

حالا ازین حرفا که بگذریم ، دخترها و آرایششون به چند دسته تقسیم میشن :

۱) بی نیاز : خداوند عالم این دختران را به طور پیشفرض زیبا آفریده . لامصب هرچی بیشتر نیگاشون می کنی ، کمتر عیب و نقص درشون پیدا می کنی !! این ها دیگه اگه دست نزنن به خودشون سنگین ترن و اگه دست بزنن ، به نظر من در کار و هنر خدا دخالت کردن

۲) کم نیاز : دختر هایی با چهر های معمولی که اگه مقداری به خودشون برسن ، خیلی خیلی تو اجتماع تحویل گرفته میشن ! اعتماد به نفسشون به طور عجیبی بالا میره و خلاصه خیلی خوبه و خوشبحالشون میشه !

۳) پر نیاز : کسایی هستن کهخب ، چطو بگم چیزه ، اینطور میگم : عزیزانِ من ، مهم اینه که دل آدم پاک باشه ( از بقیه ی این قسمت صرف نظر شد )

۴) پر کارها! : از اسمشون معلومه دیدین گریمور ها برا گریم یه بازیگر بعضی اوقات یکی دو ساعت وقت میزارن ؟ حالا این قبیل از خانوم ها ، اینجوری رفتار می کنن . طوری که وقتی از جلو میز آرایش پا میشن ، لایه ای به ضخامت یک سانتیمتر روی پوست صورتشون رو پوشونده ! البته اسم دیگه ی این قشر ، افراطیون و اغراقیون نیز می باشد !

(
گفته شده کسانی در جامعه بوده اند که از همین شیوه ی پُرکار به شدت به نفع خودشون استفاده نموده و به مدت چندین ماه سر دوست پسرشان را شیره مالونده و با او هم ازدواج نموده اند در حالی که فردای روز عروسی ، شادوماد به لایه ی زیرین آرایش پی برده و مجاب به هزینه ی هنگفت عمل جراحی روی پوست صورت عروس خانوم گردیده ! )


و اما میرسیم به آرایش عروسا

همیشه یه چیز برام سوآل بوده . چرا تا این اندازه افراط میشه سر آرایش عروس ؟؟؟
طفلک داماده قبل عروسی با یه نگاه عاشق دختره شده ، ولی کسی که از آرایشگاه میاد بیرون اصلاً یکی دیگس !!! ( که گاهی اوقات عواقب ظاهریش تا بعد از عروسی هم باقی میمونه )

گاهی اوقات عروس فامیلمونه هااا ، ولی شک می کنم که خودشه یا نه ! این جمله ایه که بعضی اوقات بکار میره :

اینقد خوشگل بود و نمیدونستیم ؟!! “

 

+ تاريخ شنبه ششم اسفند 1390ساعت 16:29 نويسنده haniye |

 

صبحدیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

 

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!!

۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و

۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد

۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خواستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام

داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی

دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!

و امروز  دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای

مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!


 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 16:25 نويسنده haniye |

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند
جلوی ویترین یک مغازه می ایستند

دختر:وای چه پالتوی زیبایی

پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟

وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده

پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟

فروشنده:360 هزار تومان

پسر: باشه میخرمش

دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟

پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش

چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند

دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری

پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:

مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم

بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن

پسر:عزیزم من رو دوست داری؟

دختر: آره

پسر: چقدر؟

دختر: خیلی

پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟

دختر: خوب معلومه نه

یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم

دست دختر را میگیرد

فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی ، عاشق

چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند

فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی

دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند

پسر وا میرود

دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد

چشمان پسر پر از اشک میشود

رو به دختر می ایستدو میگویید :

او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم

دختر سرش را پایین می اندازد

پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی

ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟

دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد

نتیجه: چرا دروغ؟چرا خیانت؟

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 16:13 نويسنده haniye |


می دونین چطوری میشه دختر ها رو توی سنین مختلف با توپها مقایسه کرد؟؟؟




یه دختر توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله۲۲ نفر دنبالش هستن...



توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاکیه۱۰ نفر دنبالش هستن...



توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه ۱ نفر دنبالشه...



توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پینگ پنگه ۲ نفر هی از خودشون دورش می کنن

و به طرف مقابل پاسش میدن...


توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگیه کسی جرات نمی کنه از ۱۰ متریش رد بشه!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 16:12 نويسنده haniye |
خدایی ما ایرانی ها خیلی فیلمیم !!امروز که از مدرسه میومدم کلی صحنه های جالب دیدم کلی خندیدم به این روز ولنتاین مسخره!!هر کیو می دیدی یه کادو دستش ...برا خودمون متاسفم...هیچ کس نمیدونه که جشن عشق ما ایرانی ها ۵اسفند!!نه امروز!!!

+ تاريخ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 17:15 نويسنده haniye |

- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید .

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید .

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت! بکشید و نوش جان کنید .

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید !

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید .

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید !

۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید و بخندید .

۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید .

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون .

12 -روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید ... !

۱۳- اگه کلاس موسیقی میرید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید .

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزوه  1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

۱۵- همواره از زیبایی ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد  نظرتون بگید !

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده .

۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه .

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده .

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه .

۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید .

۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید .

22 - توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید چه حالی می شه) !!

23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه .

24- با دوست دخترتون برید کنار رود پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود !

25- از یه دختر که ساعت نداره ساعتو بپرسید بعد که گفت نداره بگید اشکال نداره خودم دارم !!!!

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:31 نويسنده haniye |

                  ...ولی معلوم نیست سر این بدبخت می خوان چه بلایی بیارن!!!!

+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:20 نويسنده haniye |
 

       من روانی اینشتینم!!!اینم دو تا عکس ازش .عاشقتم!!!!!   


                        

+ تاريخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 12:43 نويسنده haniye |

سير تاريخيه مهريه ونتايج اون !!؟؟

مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه .ببينين.....

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب


ادامه مطلب

+ تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 17:16 نويسنده haniye |

دخترا نمیتونن............

 

ـ با داشتن ران هاي بد ترکيب دامن کوتاه نپوشن و قر ندن!!!

ـ با ديدن يک پسر خوشتيپ ميگرن درد نگيرن و غش نکنن!!

ـ قبل از بيرون رفتن از خونه ۳ کيلو پودر به سر وصورت و ته و ماتحت خود نزنن!!!!!!!

ـ کفش پاشنه ۶۰ سانتي نپوشن و احساس مانکني نکنن!!!!!

ـ با داشتن پاهايي پشمالو جوراب شيشه اي نپوشن و شيلنگ تخته نندازن!!!!!!!

ـ روزي ۱۴ ساعت با تلفن حرف نزنن!!!!

ـ زير مانتوي کوتاه٬دامن بلند خال خالي نپوشن!!!!!!!

ـ روزي ۴۰ هزار تومن آشغال جات نخرن!!!!!

 


ادامه مطلب

+ تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 17:11 نويسنده haniye |

اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشینو می زنه بالاو توی ماشینو نگاه می کنه !!

اگه راهنمای چپ بزنه به راست می پیچه!!

وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که باید روسریش رو درست کنه!!

وقتی با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه!(البته این یکی در مورد خانم ها صدق نمی کنه چون اونا بیشتر از 14 تا نمی رن !!)

وقتی بره پمپ بنزین بعد از زدن با همون شلنگ داخل باک حرکت  کنه و بره!!!

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 16:52 نويسنده haniye |

با دیدن یه دختر بی جنبه هر چه سریه تر به دستشویی مراجعه کنید!!

با شنیدن اسم دختر توی دهن اون کسی که اسم رو آورده بکوبین!!

با دیدن پسرای شلغم صفت اول راه نصیحت رو پیش بگینید،و اگر درست نشد مغز خرفتشون رو با کلنگ تعطیل کنین!!

حداقل 4 تا دختر رو سر کار گذاشته باشین یا بهشون قول ازدواج داده باشین !!

پس از احیانا ازدواج در صدد گرفتن 2،3،4،...زن دیگه باشین!!!

دست،پا یا سر شما حداقل 4 بار به صورت یا بدن یه دختر به قصد دعوا خورده باشه!!!

(این بند به دلیل شئونات اخلاقی حذف شد!!)

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 15:56 نويسنده haniye |
                            تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                       پسر: دوست دارم !                                     

                                                                            دختر:خفه شو!                                

                                           پسر: عاشقتم !           

                                                                             دختر: خفه شو !                                

                                            پسر: می میرم واست!                              

                                                                             دختر:خفه شو !    

                                            پسر:  فدات شم!      

                                                                              دختر: خفه شو !

                                             پسر: نوکرتم ، خاک زیر پاتم!    

                                                                              دختر: خفه شو!    

                                            پسر: زنم می شی؟

                                                                              دختر: جدی می گی؟؟؟!!

                                              پسر: خفه شو!!!      

                                                                              ..........

                                                  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ تاريخ سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 16:42 نويسنده haniye |

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد· 

     سال    1230 : 

مرد : دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم.... !!!

زن : آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد !!!

نا محرم كه خونمون نبود .. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!

مرد: بلند خنديده ؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. !!!

نخير نمي شه بايد بکشمش... !!!

-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه...

 

1280سال :

مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني ؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني !!! تو غلط می کنی !!! تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها !

ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...

مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدون درد مي کشمت... !!!

-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه ...

 

1330سال:

مرد: چي؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بکني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کنم...

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...

مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکشم ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم . يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کني...

-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه


ادامه مطلب

+ تاريخ شنبه پنجم آذر 1390ساعت 16:6 نويسنده haniye |

    زمان آشنايي :  مرد روياهام

زمان نامزدي :  عشقم

زمان ازدواج :  هم نفسم

.
.
.

بعد از يك ماه :  جان دلم

بعد از دو ماه :  سايه سرم

بعد از سه ماه :  شوهرم

.
.
.

بعد از يك سال :  آقا بالاسر

  بعد از دو سال : بخور و بخواب

بعد از سه سال :    نره غول

بعد از چهار سال :  لندهور

.
.
.

پنج سال بعد :  مرتيكه نفهم بي شعور مفت خور نمك نشناس

+ تاريخ شنبه پنجم آذر 1390ساعت 15:58 نويسنده haniye |


ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ...
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم ...

ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه ...

ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا ...
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو ...

     تموم شد ...خسته نباشین.....

+ تاريخ شنبه پنجم آذر 1390ساعت 15:47 نويسنده haniye |

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس

دانشجویان ساكن خوابگاه : جنگجویان كوهستان

دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو

دانشجوی پزشكی : به خاطر یك مشت دلار

خانواده دانشجویان : بینوایان

دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

اولین امتحان : جدال با سرنوشت

مراقبین امتحان : سایه عقاب

تقلب : عملیات سری

روز دریافت كارنامه : روز واقعه

اعتراض دانشجو : بایكوت

اعتراض برای كیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم

دانشجوی اخراجی : مردی كه به زانو در آمد

آینده تحصیل كرده : دست فروش

رئیس دانشگاه : مرد نامرئی

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


ادامه مطلب

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 17:28 نويسنده haniye |